مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم

کم کم فراموش می کنیم، کم کم فراموش می شویم، این تنها حقیقتی است که همیشه با ما بوده است

مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم

کم کم فراموش می کنیم، کم کم فراموش می شویم، این تنها حقیقتی است که همیشه با ما بوده است

مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم

این وبلاگ ، برگه ای است که دلنوشته ها ، نظرات و چیزهایی را که احساس می کنم می تواند برای دیگران آموزنده باشد ،را در آن می نویسم. همه ی آنچه می نویسم ، اگر منبعی جز خودم داشته باشد با منبع خواهم نوشت.
این وبلاگ دیر به دیر اپدیت می شود ولی آپدیت می شود !
سیدسجاد موسوی نژاد سوق

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «راننده» ثبت شده است

دیروز که با یه راننده تپسی رفتم و داستانشو تعریف کرد فهمیدم خیلی ها هستند که مشکلات بزرگی دارند بدون اینکه در رفتار با دیگران تحت تاثیر اون مساله قرار بگیرند ، بدون اینکه نیازمند ترحم دیگران باشند . افرادی که مثل کوه ذره ذره ساییده می شوند ولی هرگز فرو نمی ریزند جز در زمانی که باید ...


پ.ن. لطفا برای حل بیمار این اقای راننده دعا کنید

  • سجاد موسوی نژاد سوق