مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم

کم کم فراموش می کنیم، کم کم فراموش می شویم، این تنها حقیقتی است که همیشه با ما بوده است

مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم

کم کم فراموش می کنیم، کم کم فراموش می شویم، این تنها حقیقتی است که همیشه با ما بوده است

Mastodon
مارا از مرگ میترسانند انگار که ما زنده ایم

این وبلاگ ، برگه ای است که دلنوشته ها ، نظرات و چیزهایی را که احساس می کنم می تواند برای دیگران آموزنده باشد ،را در آن می نویسم. همه ی آنچه می نویسم ، اگر منبعی جز خودم داشته باشد با منبع خواهم نوشت.
این وبلاگ دیر به دیر اپدیت می شود ولی آپدیت می شود !
سیدسجاد موسوی نژاد سوق

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

در این اموزش با یک مثال ساده طریقه برازش منحنی در متلب آموزش داده شده ، البته این برازش منحنی ، برازش منحنی چند جمله ای می باشد.. امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.

polyfit , polyval , plot , linspace ,hold on


برای دیدن اموزش در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید


اموزش متلب


برای دیدن اموزش در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید

  • سجاد موسوی نژاد سوق

خیلی وقت پیش ، یعنی چیزی حدود 10 سال پیش برای اولین بار از یک بازی استراتژیک خوشم امد. بازی بسیار خوش فرم و جالبی که باعث شد در ادامه به بازی های فکری- استراتژیک علاقه مند بشوم. 

بازی دسپرادوس ، تحت تعقیب زنده یا مرده ، بازی یک گانگستر در غرب وحشی است . در روند بازی دوستانی با قابلیت های منحصر به فردی به شما اضافه خواهد شد. مراحل یکی از یکی دیگر جذاب تر و مشکل تر. در نهایت تنها می توانم شما را به انجام این بازی تشویق کنم تا اوقات فراغت خود را با ان پرکنید.

wallpaper desperados

البته در سال های اخیر دو نسخه ی دیگر از این بازی تولید و روانه بازار شد. که در لینک زیر می توانید هر سه نسخه ی این بازی جذاب را دانلود کنید.


==> http://gamevar.mihanblog.com/post/48 <==

  • سجاد موسوی نژاد سوق

در این آموزش با چگونگی ایجاد یک تابع ، آشنا می شوید. امیدوارم مفید واقع بشه

function

برای دیدن آموزش در اندازه بزرگ روی عکس کلیک کنید

اموزش متلب . Matlab Learning 4

برای دیدن آموزش در اندازه بزرگ روی عکس کلیک کنید


  • سجاد موسوی نژاد سوق

عزاداری محرم

  • سجاد موسوی نژاد سوق

بی شک  ، وقایع سال 61 هجری قمری ، نقطه ی عطفی در مناسبات و رفتار جمعی مسلمانان  محسوب می شود.  قیام امام حسین (علیه السلام ) ، در دفاع از حیثیت آخرین دین ابراهیمی که با هدف زنده نگه داشتن امر به معروف و نهی از منکر راه خود را در تاریخ روشن و ابدی ساخته است.  توضیح و تفصیل در باب آنچه روید داده بسیار رفته است . اما نکته ی قابل تاملی که همواره در این ایام در ذهن متبادر می شود ، دفاع از حق ، و قیام در مقابل ظالم است . هرچند در این راه ، همه ی دارایی های خود را از دست بدهیم ، ولی این پسندیده و و مقبول است. 

هر ساله در سراسر ممالک اسلامی، در مناطق شیعه نشین ، این روز به عنوان روز تلخ و سیاه بر پیکره تاریخ، با برگزاری مراسم عزاداری گرامی داشته می شود. در این بین نفس عزاداری را دارای مشکل و ایراد نمیبینم ولی در رابطه با سیک و سیاقی که در سال های اخیر در کشور ما بدان ها پرداخته شده ، بی شک می توان مهر بطلان زد . امروزه در جهان ارتباطات و رسانه ، بی شک هر کدام از اعمال ما مورد بازبینی و قضاوت قرار خواهد گرفت . رفتار هایی که از عده ای در سال های اخیر سر زده و باعث خدشه دار شدن نفس عاشورا و به حاشیه روندن این واقعه تاریخی شده است. 

امروز ما به جای پرداختن و زنده نگه داشتن عاشورا و قیام باشکوه 61 ، جز نمایش یک شوی خیابانی چه کاری انجام میدهیم؟ عاشورا یعنی نماز ، یعنی صداقت ، یعنی فریاد بلند در مقابل ظلم. یعنی توکل بر خدا. اما چیزی که در رابطه با مراسمات عزاداری بیشتر به چشم می خورد- نه بطور 100 درصد - همین ظاهر انگاری و صدای طبل و گاها ترانه - مداحی هایی با الفاظ غیر عقلانی و غیر قابل قبول ، به جای زنده کردن این حرکت تاریخی است. تنها و تنها در حال دور شدن از اصل و اساس این حرکت هستیم. بی شک عاشورا ، این مسیر زنده که می تواند راهگشای بسیاری از سردرگمی های ذهنی ما باشد ، با این گونه ظواهر کم ارزش و گاها بی ارزش ، ما را در مقابل بسیاری سوالات غیر قابل پرسش می کشاند. دلسردی از اصل دین، به خاطر نمایش ضعیفی که از انسانیت و عدالت نشان میدهیم ما را نه به پرچمداری در این راه کمک میکند و نه میتواند این اثر ارزشمند را به نسل های بعد انتقال دهد.

تنها می توانم از خدا چنین بخواهم   اهدنا الصراط المستقیم ...

کرمان - خوابگاه دانشجویی

  • سجاد موسوی نژاد سوق

سال ها پیش ، پس از بوقوع پیوستن انقلاب بزرگ 57 . در چنین روز هایی دانشجویان خط امامی به دلیل آنچه که دخالت ها و جاسوسی های آمریکا می خواندند ، سفارت این کشور را به تصرف و اشغال خود در اوردند که در ادبیات سیاسی ایران به نام انقلاب دوم شناخته می شود.

هر چند طبق عرف بین المللی سفارت هم کشور به مثابه خاک آن کشور محسوب می شود و تصرف ان به منزله حمله به خاک کشور دیگر محسوب می شود ولی به نظر من فارغ از قوانین و عرف بین اللملی ، باید این نکته را نیز مد نظر داشت که شرایط و عواملی که در ان زمان حاکم بود ، چنین عملی را لااقل در میان جامعه مورد پذیرش قرار میداد. حرکتی که توسط ملت ها و گروه های آزادی طلب دنیا مورد تحسیس قرار گرفت. حرکتی انقلابی-مردمی که برای عینیت بخشی به خواست یک بخش از جامعه بوقوع پیوست . من به نوبه خود این عملکرد را از دانشجویان جامعه ی سال های پس از انقلاب به عنوان یک حرکت خود جوش تایید میکنم. ولی امروز در فضای حکم رانی قانون و تدوین و پذیرش قوانین بین الملی ، به نظر میرسد انجام چنین عمی مذبوح و قبیح می نماید. که بی شک تعرض عده ای دانشجو - یا دانشجو نما به سفارت انگلیس در تهران طی سال های گذشته از این دست می باشد. البته نباد فراموش کرد تسخیر سفارت امریکا در ان زمان باعث نوعی بغض و کینه مردم امریکا نسبت به ایران شد . که این خود در دراز مدت می تواند بر روابط مردم ایران و امریکا تاثیر گذار باشد. شاید بهتر ان بود در آن زمان نیز اخراج و پس فرستادن گروگان های امریکایی ، بسیار بسیار سریعتر اتفاق می افتاد زیرا به این ترتیب جنبش استکبار ستیزی ، در ادامه با مخالفت ها ی کمتری و پذیرش بیشتری از سوی جوامع بین المللی میشد. و دولت مردان آمریکا فرصت کمتری برای سناریو سازی و همچنین تبلیغات ضد ایرانی می یافتند.


13 ابان


البته امروز 13 آبان در ادبیات سیاسی ایران ، دارای مخالفین و موافقین بسیاری شده است.  بسیاری با برگزاری جشن و تظاهرات و همچنین توهین و سوزاندن پرچم آمریکا مخالف هستند و عده ای نیز از سر لج و لجبازی به این مساله دامن میزنند. به نظر من همچنان که قرآن کریم در آیه 108 سوره انعام پیروان خود را از دشنام به بت ها برحذر میدارد . شاید نگاهی به این مساله که ما داعیه دار اسلام ناب محمدی هستیم ، در این راه به ما کمک کند که در آینده به سوزاندن پرچم آمریکا مبادرت نورزیم . بی شک در رابطه با اعلام انزجار و دشمنی باید کوشا و جدی باشیم ولی این اعلام انزجار نباید به گونه ای باشد که ما از عدالت دور کند. من به نوبه خود احساس میکنم سوزاندن و توهین به پرچم آمریکا ، به عنوان حیثیت و نماد مردم این کشور کاری بس زشت و نا پسند می باشد. 

در استانه 13 آبان هستیم . زمانی که باید برای جامعه ما نه یک حرکت احساسی بلکه یک درایت جمعی را به همراه داشته باشد . مصالح کشور و مردم ، دین و آرمانهایمان را حفظ کند. البته احساس من امروز ، این است که عده ای خواهان حذف تاریخ انقلاب هستند . تا با این ترفند ها مشروعیت مردمی و همچنین خرد جمعی مردم ما به سخره بگیرند و یا ارزشهایمان را ضد ارزش جلوه دهند. هر چند دلسوزانه باید ، در رابطه با دشمنی هایمان از سر تعقل رفتار کنیم و اشتباهاتمان را بپذریم در عین حال بر عقاید درست و متقن خودمان بایستیم.


به امید روزی که برای دشمنانمان ، نه مرگ بلکه هدایت طلب کنیم.

10 آبان 1392

کرمان خوابگاه دانشجویی

  • سجاد موسوی نژاد سوق

داستان رسیدن دو دوست به هم. داستان یک ربات کوچولو که از شهر زباله ها اخراج میشود و تلاش های ، در انتها او را به دوستش می رساند . بازی جالبی که چند سال پیش بازی کرده ام. محیط گرافیکی دو بعدی آن ، موسیقی متن بسیار زیبا و تاثیر گذار آن شما را با روبات کوچک و بامزه بازی همراه می ساز.

دارای مراحل زیادی است که باید با فکر و درایت و استرتژی مناسب انها را به پایان برسانید. استفاده از امکانات محیط برای رسیدن به هدف. در این بازی یاد خواهیم گرفت که نا امید نشویم. برای پیروزی تلاش کنیم. و از همه مهم تر جواب ها را در محیط و امکاناتی که در ان نهادینه شده است پیدا کنیم. 

این بازی مرا یاد خاطرات گذشته می اندازد. یاد روزهای دانشجویی. یاد معرفی کردن این بازی به دوستان. و اینجا به آن روز این بازی را به دوستان پیشنهاد میکنم. 



این بازی را می توانید از لینک زیر (سایت softgozar.com) دانلود کنید:

در سایت فوق می توانید نسخه اندروید بازی را برای تبلت نیز دانلود کنید

حجم فایل : 430 MB

پسورد فایل: www.softgozar.com

نکته: در صورتی که از انتی ویروس های شرکت eset استفاده می کنید برای دانلود انتی ویروس خود را غیر فعال کنید.

  • سجاد موسوی نژاد سوق

هنوز یادم نرفته ، آنهمه پیاده روی بی حاصل ، آن روزی که به تو اعتماد کردم. هنوز یادم نرفته. هنوز یادم نرفته که واقعا تو را دوست داشتم. هنوز یادم نرفته آن روزی که بی حاصل منتظر تو ماندم، ان روزهایی که غذا خوردن را فراموش می کردم. هنوز یادم نرفته روز ها و شب های زیادی را که با هم گذراندیم. هنوز فراموش نکردم روز های گرم تابستان را. هنوز یادم نرفته ، پاییز را . هنوز یادم نرفته باران و برف های زمستانی را. هنوز فراموش نکردم ، خیابان گردیهایمان را. هنوز فراموش نکردم خاطره روز اولین طلوع خورشیدی که با هم دیدیم را. هنوز فراموش نمی کنم آن شب رویایی را . هنوز بیاد می اورم داستان توپ و رودخانه را. هنوز هم نمی خواهم به شهر بازی بروم. هنوز هم فراموش نمیکنم، شب های زیادی را که گم می شدیم. هنوز هم فراموش نمی کنم روزهایی که این همه از هم دور نبودیم. هنوز فراموش نمی کنم ، روز هایی که فقط و فقط برای دیدنت بیدار می شدم. هنوز هم فراموش نکردم روزهایی که تنها برای دیدن تو لباس می پوشیدم. هنوز هم لباس پوشیدن گذشته را فراموش نکردم. هنوز هم راهی که با هم در آن قدم می زدیم را فراموش نکردم. هنوز آن روز برفی را که با هم در خیابان راه می رفتیم را فراموش نکردم. هنوز آن روزی که تو چتر داشتی و من نه را فراموش نمی کنم.هنوز روز هایی که با هم فرار می کردیم را فراموش نمی کنم.


هنوز هم ، داستان تلخی است ، که تو دور، که تو ناممکن.

هنوز هم ، داستان تلخی است ، که تو ناممکن ، که تو دور.


7 آبان 1392- کرمان ، خوابگاه شماره 9

  • سجاد موسوی نژاد سوق

در این اموزش با فرمان spy  و همچنین فرمان های گرد کردن اعداد اشنا می شوید. امیدوارم این اموزش مورد توجه علاقه مندان قرار بگیرد.

spy  ;  round  ;  fix  ;  floor  ;  ceil


برای مشاهده اموزش روی تصویر کلیک کنید.

برای مشاهده اموزش روی تصویر کلیک کنید.

  • سجاد موسوی نژاد سوق

روز های تکراری خوابگاه . یک منظره ثابت . خوابگاه مکعبی . تیک تیک ساعت . 

اینها اتفاقات جاری هر روز من هستند. پشت میز نشستن و از پنجره، خوابگاه مکعبی روبرو را نگاه کردن. صدای تیک تیک ساعت عقربه ای بالای سرم و اینها همه ی یک روز من در خوابگاه هستند. روز های زیادی است که به همین منوال گذشته. روز هایی سراسر خستگی و سکوت.  در میان این تکرار اجباری ، گاهی تنها دوست دارم در گذشته می ماندم . احساس می کنم در هیاهوی کودکی و نوجوانی گم کرده ای دارم که امروز برای دیدن و  شنیدنش بی قرار و اشفته خاطرم. هراس از فردا و امروزی که در ان زندگی می کنم و هراس از حقایقی که پیشتر بدان واقف نبودم مرا در انزوای خود خواسته ای کشانده که هر روز و هر لحظه از روز هایم را دردناک و غیر قابل تحمل می کند. زندانی که طی سال ها برای خودم ساخته ام. زندانی به نام " من ". در نگاه منظره ی تکراری هر روز گاهی میان حرف ها و خاطرات دیگران ، دنبال اشتباهات و گم شده هایم می گردم. ولی دریغ که سر نخ های کوتاه در میان ذهن اشفته ام ، راه به جایی نمیبرند . و در میان آرزو ها و خاطرات خیالی و توهمات ذهنیم گم میشوند. 

خوابگاه شماره 8 - دانشگاه شهید باهنر

خاطراتی که به جای حقیقی بودن ، سر شار از تصاویر مبهم و گنگی است که با ذهن خیال پردازم آنها را رنگ و نقش داده ام. خاطراتی که از نگاه من گاهی انچنان زیبا که وصف ناپذیر و گاهی انچنان زشت که بی ارزش برای یاداوری. خاطراتی که در حقیقت نه انچنان زیبا و نه انچنان زشت بودن. خاطراتی کاملا معمولی و ساده که گاهی ارزش خاطره بودن هم ندارند.


 کرمان - خوابگاه شماره 9 - اتاق 305

  • سجاد موسوی نژاد سوق